یاد ایام _عکسای ناز

بدون شرح

وقتي اراد همينقدري بود نصفه شبا هم همينطوري بعضي وقتا هم با صدا ميخنديد منم از طرز نگاهاش ميترسيدم و فوري باباش رو بيدار ميكردم

اينجا هم با پسر دايي امين مامان و بابا و داييها رفتيم كوه هوا خيلي سرد شد مجبور شدم روسري سرش كنم اين روسري هميشه همرام بود آخه با مكيدن اون ميخوابيد

وااااااي مامان قربونت بره هميشه با دقت به انگشتات نكا ميكردي و سر و صدا ميكردي

اينم ي مدل لا لا كردنه ديگه




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یاد ایام _عکسای ناز
